GROTESQUE



جمعه 26 مرداد 1397[ CM ]

- اگه شب یه غریبه بیاد تو اتاقت، چیکار میکنی؟
= بهش سلام میدم!
#من_نوشته!  ~>
{اسب سیاه دنیا}




شب مزخرفی داشتم :| دودا نزدیکای بامداد و اذان بود...
با سحری و شیرین داشتم حرف میزدم که نتم قطع شد و
رفتم بگیرم بخوابم ،
ولی نمیدونم چرا یه حس عجیب غریبی داشتم و خوابم نمیبرد...
ولی بعدش بالاخره کم کم داشت خوابم میبرد و حدودا تو
خواب و بیداری بودم (برام یه چیز عادیه!!)
چشممو باز کردم یه هیبت سیاهو تو تاریکی دیدم که وسط
اتاق ایستاده، قطعا اگه حواسم سرجاش بود جیغ میکشیدم،
ولی کاملا تو خواب و بیداری بودم و بجای جیغ، ازش پرسیدم
اینجا چیکار میکنی!؟ نمیدونم چرا اون لحظه طرف آشنا و امن
بنظرم اومد... یارو هم پررو پررو جوابمو داد و گفت : اومده بودم
ببینمت، بقیه هم دارن میان...
منم گفتم:بهشون بگو فردا بیان، امشب خوابم میاد!!
بعد پتو رو کشیدم رو سرم که بخوابم، یهو یادم افتاد وایــــی!!!
من خونه ملیکا اینام و ملیکا الان خوابه و کسی قرار نبود بیاد
منو ببینه!! شــــت!!!!!!

عاقا مگه دید و بازدید عیده که بقیه هم تو راهن!؟ =///
+این جریان به داستان اسب سیاه دنیام اضافه شد!